سازمانهای خانوادگی ؛ از آرزوها تا آسیب ها



بنام پروردگار بزرگ ؛ داور برحق

 در ترکیب نیروی انسانیِ بسیاری از سازمانها ، چه در حوزه مالکیت و چه در حوزه مدیریت و عملیات ، وابستگی های خانوادگی و نسبت های فامیلی با درجات متفاوت دیده می شود. از روابط خانوادگی درجه یک درون خانواده ای مثل پدر و فرزندی تا روابط فامیلی دورتر که چند خانواده ای محسوب می شود ، همه و همه درون سازمانها به اشکال مختلف وجود دارند. این چیدمان و آرایش انسانی چه مزایا و معایبی را بهمراه داشته است؟

بطور کلی هم افزایی خانوادگی در شرایطی می تواند مزایای زیادی برای سازمانها بهمراه داشته باشد. اما متأسفانه در واقعیت نمونه های بسیار نادری از سرانجام موفقیت آمیز این نوع از سازمانها دیده می شود. دلایل متعددی برای این عدم موفقیت وجود دارد. برخی از این دلایل را با هم مرور می کنیم :

۱- قانون گریزی فامیلی

نظام ، سیستم و قوانین وضعی حاکم بر سازمان موجب هماهنگی ، شفافیت و نظم در فعالیت ها و تصمیمات می گردد. اعتقاد به برابری در مواجهه با قوانین و تعهد مدیریت ارشد ، هیئت مدیره و صاحبان سرمایه به اجرای بدون تبعیض مقررات ، می تواند ضامن شفافیت رفتاری و در نهایت کاهش تضاد سازمانی گردد. اما در بعضی موارد دیده می شود که اجرای آیین نامه ها و قوانین فقط برای سطوح و اشخاص خاصی در سازمان لازم الاجراست. به عبارت دیگر مدیریت ارشد یا مالکان سازمان به اجرای قوانین برای تمام سطوح نه تنها متعهد نیستند بلکه خود از بزرگترین قانون شکنان سازمان هستند. این وضعیت در سازمانهای خانوادگی که شرکاء و مدیران ارشد باهم نسبت های فامیلی دارند و حق وتوی سازمانی برای خود قائل می باشند ، بشدت موجب بروز ابهام در رفتار ها و استفاده از منایع سازمانی و در نهایت زمینه ساز اختلاف و تضاد می گردد. بنابراین برای دفع این آسیب اولاً باید قوانین و مقررات رسمی برای سازمان در همه موارد وضع گردد. ثانیاً همه افراد در هر جایگاه و با هر نسبت خانوادگی در برابر قوانین از هیچگونه مزیتی برخوردار نباشد و همه شرایط یکسانی در برابر قوانین و مقررات داشته باشند ثالثاً مدیریت ارشد خود به اجرای این قوانین متعهد باشد.

۲- انتظارات فراسازمانی

 افراد در سازمانهای خانوادگی بویژه از نوع درجه یک در مرحله کارآفرینی و راه اندازی ، حمایت های فامیلی را با خود به سازمان و محیط کار می آورند. تلاش و کار فراتر از انتظار ، گذشت هایی از نوع درون خانوادگی ، همکاری و هماهنگی بالا و دیگر رفتارهای این چنینی که در بیشتر موارد فراتر از انتظارات سازمانی و جایگاه افراد است. استمرار و پایداری در این فضای کاری بسرعت سازمان را از مرحله راه اندازی به یک ثبات نسبی در عملکرد می رساند.  اما این ویژگی های رفتاری در مراحل بالاتر از چرخه عمر سازمان و در شرایط بحرانی  کمرنگ تر می گردد. علت آن هم ، تغییر دوره عمر زندگی افراد که موجب تغییر در نیازهای شخصیتی و عادی آنها می گردد ، تضاد منافع در مرحله سودآوری سازمان و همچنین اختلاف سلیقه هایی که در شرایط بحرانی بوجود می آید ، می باشد. بنابراین نباید انتظارات و حمایت های رفتاری که در محیط های خانوادگی مرسوم می باشد به محیط سازمانی بویژه در مواقع بحرانی تعمیم داده شود. هرچند وجود این نوع رفتارها باعث عبور سازمان از موقعیت های دشوار و بحرانی می گردد و می تواند از مزایای سازمانهای خانوادگی باشد.

۳- عدم شایستگی و توانایی لازم

وجود روابط فامیلی دلیلی بر وجود شایستگی و توانایی لازم در انجام مأموریت ها و وظایف ، بویژه در پست های حساس سازمانی نیست. چنین تصمیماتی موجب کیفیت پایین عملکرد و بروز اختلاف و تضاد در سازمان می گردد. ضمن اینکه علت کاهش انگیزه ی بسیاری از کارکنان و نیروهای توانمند ، قرار گرفتن در محیطی است که مدیر توانایی و شایستگی علمی و عملی لازم برای انجام فعالیتها و در نهایت رهبری آنها را ندارد.استمرار این وضعیت توانایی سازمان را در موقعیت های رقابتی دچار تحلیل می نماید و باید اقرار نمود که در بیشتر مواقع تغییر در چنین وضعیتی بدلیل تبعات و بروز آسیب های خانوادگی امکان پذیر نمی باشد لذا باید قبل از اتخاذ چنین تصمیمی به آینده بی برگشت آن توجه نمود.

۴- حاشیه سازی سطح دوم  خانواده در سازمان

در بعضی مواقع خواسته ها ، انتظارات ، گروه بندی و یارگیری فرزندان شرکایی که با هم نسبت خانوادگی دارند در سازمان موجب افزایش رفتارهای سیاسی و اتلاف انرژی سازمان می گردند. مثلا  ممکن است دو عضو یک خانواده برای سالیان درازی در کنار یکدیگر به اداره یک مجموعه مشغول باشند اما با ورود رسمی فرزندان آنها به سازمان و قبول مسئولیت ، زمینه بروز اختلاف و تضاد با سهم خواهی و قلمروسازی فرزندان ، افزایش می یابد.مواظبت از هویت و موجودیت چندین ساله سازمان با ورود بموقع فرزندان و ظرفیت سازی مناسب آنها امکان پذیر است.

نکات پایانی :

نکته اول : عوامل متعدد دیگری نیز می توانند موجب آسیب و تضعیف سازمان های خانوادگی گردند که بدلیل آثار و اهمیت کمتر و همچنین کوتاهی کلام  از اشاره به آنها صرفنظر شد که در یادداشت های بعدی به آنها هم پرداخته خواهد شد.

نکته دوم : لزوماً همه سازمانهای خانوادگی ناموفق نیستند بلکه برعکس اگر ظرفیت ها ، قوانین و جایگاه افراد به خوبی تعریف و تبیین شده باشد ، حمایتهای خانوادگی می تواند مزیت رقابتی منحصربفردی را فراهم نماید.

با سپاس از توجه شما

پروردگارا کمکم کن 

نویسنده : مجید سدیدی